تبليغاتX
اللهُمَّ عَرِّفْنِی نَفسَکَ، فاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنِی نَفْسَک، لَم اَعْرِفْ رَسُولَک ... اللهُمَّ عَرِّفنِی رَسُولَک، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسولَک، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ ... اللهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنِی حُجَّتَکَ، ضَلَلْتُ عَنْ دیِنِی امام مهدی

 

.

 
  نماز امام زمان عليه السلام - وظايف منتظران

به مردم بگو: به اين مكان رغبت كنند و آنرا عزيز دارند و چهار ركعت نماز در آن گذارند. دو ركعت اول: به نيت نماز تحت مسجد است، در هر ركعت آن يك حمد و هفت بار (قل هوالله احد) خوانده مىشود و در حالت ركوع و سجود هم هفت مرتبه ذكر را تكرار كنند. دو ركعت دوم: به نيت نماز امام زمان عليه السلام خوانده مىشود، بد ين صورت كه سوره حمد را شروع كرده و آيه (اياك نعبد و اياك نستعين) صد مرتبه تكرار مىشود و بعد از آن، بقيه سوره حمد خوانده مىشود، و سپس سوره (قل هو الله احد) را فقط يك بار خوانده و به ركوع رفته و ذكر (سبحان ربى العظيم و بحمده) هفت مرتبه، پشت سر هم تكرار مىشود.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 19:50  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  قطعه ادبی

کاش تو مرا با این حال زار و نزار می دیدی که چگونه در به در دنبال گشوده شدن دریچه های امیدم و برای باز شدن چشمه های نوش چه تقلاها که نمی کنم. من شب و روز نمی شناسم و برای رسیدن به تو بی تابم و برای این که لحظه رسیدن تو مرا بپسندی، همه کار می کنم.

کاش تو مرا هنگام راز و نیاز می دیدی که از واژه ها چگونه کمک می گیرم تا سخن دلم را به گوش خدا برسانم و چگونه اشک می ریزم و در میان اشک های عاشقانه غرق می شوم.

کاش مرا می دیدی وقتی که به خانه دل پناه می برم و تنها خدا را صدا می کنم تا مرا بطلبد و کمک کند که خود را و تو را و او را و همه را بشناسم تا به حقیقت پی ببرم.

کاش می شد قلبم را نشانت دهم و بگویم ببین این قلب پاره پاره مشتاق را که چگونه می تپد و چگونه برای یافتن نوری که در غیبت است، خود را حاضر است فدای نام تو کند.

کاش من می توانستم به یاری کلمه ها خود را فاش کنم و تو را به دیگران معرفی و همگان را با پرتوی نورت و حضورت آشنا سازم، کاش می توانستم ولی مگر ممکن است با کلمه ها تو را نقاشی کرد و به همگان نشان داد و راهت را عیان ساخت. تو خود بیایی می توانی همه چیز را با نگاهی بیان کنی و رازهه را یک به یک آشکار سازی.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 19:47  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 19:45  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 

علي بن عقبه از پدرش نقل کرده است که حضرت قائم بعد از ظهور به عدالت حکم مي‌راند و در دوران وي جور و ستم از بين مي‌رود، راه‌ها امن مي‌شوند، زمين برکاتش را بيرون مي‌ريزد، هر حقي به صاحبش باز مي‌گردد، اهل همه اديان، مسلمان مي‌شوند (و يا از آن پشتيباني مي‌کنند). آيا نشنيده‌اي که خداوند سبحان مي‌فرمايد: و لَهُ اَسلَمَ مَن في السمواتِ والارض طَوعاً و کَرهاً و اليهِ يُرجَعُون.(1)

«هر کس در آسمان و زمين است خواه و ناخواه مطيع فرمان خداست و همه به سوي او باز خواهند گشت.»

المُنتَظِرَ لِاَمرِنا کَا المُتَشَحّطِ بِدَمِهِ في سَبيلِ‌الله.(2)

منتظر امر (و فرج) ما همانند کسي است که در راه خدا در خون خود غلتيده است.

حضرت علي عليه السلام

 1- آل عمران، آيه 83 .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:49  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  عکس

              میلاد مسعود امام عصر مبارک


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:45  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  پروردگارا ...

پروردگارا ...

پروردگارا حاجات مرا به خانه باور نزديك كن

خدايا نگزار كه ناكام ديدار محبوبم گردم

خدايا...

شميم يار


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:44  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  نجوايي با امام زمان (عج)

      نجوايي با امام زمان (عج)

يك روز پنجره‌اي رو به جهان گشوده خواهد شد كه زيباترين گل دنيا را به چشم‌هاي مشتاق مردمان، پيوند خواهد زد.

يك روز خورشيد به جاي آسمان از زمين طلوع خواهد كرد.                  

 

اي گُل غايب! هيچ دلي نيست كه نام مبارك تو را همچون گنجينه‌اي گرانبها، در خود، جاي نداده باشد.

هر درختي وقتي با نسيم زمزمه مي‌كند دعاي عهد را مي‌خواند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:42  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  عکس

شميم يار


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:41  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 

آقاجونخيليدوستت دارم

آقا جان سالها ازآن موقع که توفيق زيارتتان نصيبم شد مي گذرد , دلم برايتان تنگ شده است و بعضي وقتها آرزوي ديدنتان را مي کنم . اما به خود مي گويم ديدن صورت مبارک حضرت بادل پر از رذيله چه فايده دارد . ديدن و نشناختن چه فايده دارد .بايد خودت را درست کني که اگر حضرت زيارتش را نصيبت کرد بتواني باايشان حرف بزني و احساست را بيان کني و از خودت خجالت نکشي و شرمنده نباشي .

پدرجان : ولي بااين حالي که پاک نيستم , گناهکار هستم اما دل به شما دارم , دوستتان دارم , قربانتان شوم , آقا جان صدايتان مي زنم فرمودند: خداي تعالي شما رابراي ما پناهگاه قرار داده من هم به شما پناهنده ام با اينکه فرزند بدي براي شما بوده ام – آقا جان – آن طوري که شما خواستيد نبودم اما پشيمانم و دراين شب وروز نيمه شعبان است و روز ولادت شما , از شما تقاضا دارم مرا ببخشيد و دوباره مورد لطف و عنايت خاصه خود قرا ردهيد . دستم را بگيريد و قلبم را شفا دهيد .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:40  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 

سعد بن عبدالله قمى مى گويد: به امام عصر(ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا تأويل آیه كهيعص چيست؟ فرمود: اين حروف از اخبار غيبى است خداوند زكريا را از آن مطلع كرده و بعد از آن، داستان آن را به حضرت محمد(ص) بازگفته است...
داستان از اين قرار است كه: زكريا از پرورد گارش درخواست كرد كه "اسماء خمسه طیبه را به وى بياموزد.
خداوند، جبرئيل را بر اوفرو فرستاد و آن اسماء را به اوتعليم داد.
زكريا چون نام هاى محمد، على، فاطمه و حسن (ع) را ياد مى كرد، اندوهش برطرف مى شد وگرفتارى اش از بين مى رفت. و چون حسين (ع) را ياد مى كرد، بغض و غصه، گلويش را مى گرفت و مى گريست و مبهوت مى شد.
روزى گفت: بارالها چرا وقتى آن چهار نفر را ياد مى كنم، آرامش مى يابم و اندوهم برطرف مى شود؟ اما وقتى حسين را ياد مى كنم، اشكم جارى مى شود و ناله ام بلند مى گردد؟ خداى تعالى او را از اين داستان آگاه كرد و فرمود: كهيعص كاف اسم كربلا و هاء رمز هلاکت عترت طاهره است، و ياء نام يزيد ظالم بر حسين (ع) وعين اشاره به عطش و صاد نشان صبر او است .
زكريا وقتى اين مطلب را شنيد، غمگين شد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد، و به كسى اجازه ندادكه نزد او بيايد . گريه و ناله سر داد و چنين نوحه كرد: بار الها از مصيبتى كه براى فرزند بهترين خلايق خود، تقديركرده اى دردمندم. خدايا آيا اين مصيبت را بر آستانه او نازل مى كنى؟ آیا جامه اين مصيبت را بر تن على و فاطمه مى پوشانى آیا اين فاجعه را بر ساحت آنان فرود مى آورى؟ بعد از آن گفت: بارالها فرزندى به من عطا كن تا در پيرى چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده آنگاه مرا دردمند اوگردان همچنان كه حبيبت محمد را دردمند فرزندش گرداندى .
خداوند، يحيى را به او بخشيد و او را دردمند وى ساخت. و دوره حمل يحيى شش ماه بود و مدت حمل امام حسين (ع) نيز شش ماه بود و براى آن نيز قضيه اى طولانى است .

امام زمان


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:38  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  نقش خانواده در انتقال محبت امام زمان(عج) به فرزندان3

نقش خانواده در انتقال محبت امام زمان(عج) به فرزندان3
ط) دعا كردن
نقش دعا و توسل در رسيدن به خواسته‌ها چنان روشن است كه نيازي به استدلال ندارد؛ چون همه ما در زندگي بارها آن را تجربه كرده‌ايم. اما متأسفانه نكته‌اي كه شايد از آن غفلت شده، دعا كردن والدين براي فرزندان است تا در مسير صحيح قرار بگيرند. در اهميت دعا براي فرزندان همين بس كه حضرت امام سجاد(ع) در صحيفه سجاديه، دعاي 25 را به فرزندان خود اختصاص مي‌دهد و از خداوند نيك‌بختي آ‌نها را می‌خواهد.نكته ديگر اين‌كه، مردان بزرگ، از دعای والدینشان بسیار تأثیر پذیرفته‌اند. براي مثال، مرحوم علامه مجلسي نويسنده كتاب بحار الانوار، به بركت دعاي پدر خويش به اين مقام بلند رسيد؛ چرا كه وقتي ايشان نوزاد بوده‌، شبي پدرش در نماز شب، احساس مي‌كند الان هر دعايي بكند، برآورده مي‌شود. در همان هنگام، فرزندش يعني علامه مجلسي كه در گهواره بوده، از خواب بيدار مي‌شود و گريه مي‌كند. پدر هم در همان حال در حق او دعا مي‌كند و بعدها ايشان به اين مقام بزرگ مي‌رسد.[45]نيز اين نكته جالب به نظر مي‌رسد كه مستحب است انسان در قنوت نماز صبح خويش اين دعا را بخواند:gرَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًاf؛[46]نتيجه اين كه نبايد از نقش مهم دعا در تربيت فرزندان و ايجاد محبت حضرت در دل آنها غافل بود.

ی) هديه دادن به فرزند در مناسبت‌هاي مربوط به حضرت؛
اگر قرار است چيزي براي فرزند تهيه گردد، يا مسافرتي كه مي‌پسندد يا غذايي كه او دوست دارد برايش فراهم شود، بهتر است در زمان‌هايي انجام گيرد كه منتسب به حضرت است.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:37  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  در طلب خورشید

در طلب خورشید
آهنگ خاوران می كنیم، و به سوی چشمه خورشید می شتابیم...

به خاورستان تابناك فروغ ازلی هدایت چشم می دوزیم، و به آهنگ فرارسیدن طلایع روزهای نورانی، خویشتن را سرشار می سازیم ...

از سر امواج اثیری سپیده دمان می گذریم، و جان خود را با لمعات آن خورشید روشنایی‌ها و تابش‌ها، روشن می داریم ...

دل را از پرتو تَوَلای آن مهر درخشان می افروزیم، و دست طلب به سوی آفاق هستی‌ها دراز می كنیم، و آنجا جان‌ها را می طلبیم ...

از مغاك ‌های تاریك می‌هراسیم، و از وادی‌های ظلمت می گریزیم، و دل به طلب نور می سپاریم ...

درخشش‌های فجر امید را مشعل راه می كنیم، و به آفاق نور بار مطلع انوار، خیره می شویم ...

... و بدینگونه می رویم تا گامی در راه خورشید شناسان خورشید طلب بنهیم، و تا خاك راه خورشید طلبان خورشید شناس را توتیای چشم كنیم ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:36  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  مناجات با امام زمان-دکلمه

مناجات با امام زمان-دکلمه

گل همیشه بهارم، خدا کند که بیایی

Image hosted by allyoucanupload.com

برای دانلود دکلمه ی محزونِ مناجات با امام زمان(عج) اینجا کیلک کنید(برای دانلود روی کلمه ی اینجا، کلیک راست کرده،گزینه save target as را کلیک کنید)

و یا بر روی عکس زیر کلیک کنید.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:35  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 

منتظران حقيقی امام  زمان

«مرحوم حاج ميرزا محمدتقي موسوي اصفهاني»، در كتاب شريف «مكيال المكارم» كه در آن براساس احاديث گوناگون وظايف منتظران را برشمرده است، موردي دارد كه واقعاً تكان دهنده است. ايشان مي نويسد ازجمله وظايف منتظران، توبه واقعي و بازگرداندن حقوق مردم به آنان است.

 يعني حتي آن توبه اي كه بدون پس دادن حقوق ضايع شده مردم به آنها باشد، مورد پذيرش نيست و نمي تواند ما را در زمره منتظران قرار دهد. درهاي رحمت الهي، هيچگاه به روي كساني كه از روي غفلت، به راه ناصواب رفته اند بسته نيست.

 كساني كه مي خواهند برگردند، مي توانند با اداكردن حقوق مردم و باتوبه واقعي، خود را در صف منتظران حقيقي آقا امام زمان(عج) قرار دهند. من خود را مكلف مي دانم كه


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:33  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  عکس


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:32  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  کاش زمان رسیدن می رسید

یک روز که با آمدنت،زمین را گلباران کردی

می دانستی دلم لرزید،شوق دیدارت در آنها شبها

خواب را از چشمان ترم دزدید

افسانه ای شد دیدارت

کاش افسانه واقعیت می شد

دل تنگ شده .....

کاش زمان رسیدن می رسید...........


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:32  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  بسم رب المهدی

بسم رب المهدی

در باره ياران خاص آن حضرت كلياتى وارد شده است مانند اين كه: امام باقر(ع) فرمود: سوگند به خدا، سيصد واندى نفر بدون وعده پيشين گرد مى‏آيند در ميان آنان پنجاه زن است، (بحارالانوار، ج 52، ص 223). درباره ويژگى‏هاى ياران حضرت نيز طبق برخى از روايات خداشناسى، عبادت و بندگى، شجاعت، فرمانبرى، ايثار، زهد و ساده‏زيستى و نظم و انضباط از صفات آنان شمرده شده است . اين گروه از صنف و نژاد ويژه نيستند، بلكه از گروهها و نژادهاى گوناگون مى‏باشند.

از اقاليم الارض‏ و من اقصى البلادند (بحارالانوار، ج 53، ص 7).


 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:30  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  يا اما زمان عج


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:29  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان که این گدا هم برسد به آرزویی


انتظار ماندن در آرزوی وصال است.انتظار پر کشیدن به سوی میعاد است که در آنجا به روی از راه رسیدگان در می گشایند.انتظار لحظه ناب تطهیر است.مهلتی برای عشق ورزیدن و خلوص است که گاه تلخ مینماید در تحمل فراق و گاه شیرین است به سودای لقاء.انتظار داغی است که بر سینه عشاق میزنند تا آن هنگام که سفیران دوست می آیند و شایستگان دیدار را با خود می برند.

آنان که این داغ بر سینه ندارند بمانند و نیایند.انتظار گاهی زود به پایان می رسد و تنها در آمدنی و رفتنی خلاصه می گردد و گاه طولانی است؛در حکم کوره ای گداخته که جانها را به آبدیدگی آهن تفتیده بدل می سازد.اما انتظار طولانی هم سرانجام روزی به پایان می رسد اگر واقعا منتظر باشیم......
 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:29  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:28  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  در آرزوی وصال

در آرزوی وصال

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی


چه زیان که این گدا هم برسد به آرزویی


انتظار ماندن در آرزوی وصال است.انتظار پر کشیدن به سوی میعاد است که در آنجا به روی از راه رسیدگان در می گشایند.انتظار لحظه ناب تطهیر است.مهلتی برای عشق ورزیدن و خلوص است که گاه تلخ مینماید در تحمل فراق و گاه شیرین است به سودای لقاء.انتظار داغی است که بر سینه عشاق میزنند تا آن هنگام که سفیران دوست می آیند و شایستگان دیدار را با خود می برند.

آنان که این داغ بر سینه ندارند بمانند و نیایند.انتظار گاهی زود به پایان می رسد و تنها در آمدنی و رفتنی خلاصه می گردد و گاه طولانی است؛در حکم کوره ای گداخته که جانها را به آبدیدگی آهن تفتیده بدل می سازد.اما انتظار طولانی هم سرانجام روزی به پایان می رسد اگر واقعا منتظر باشیم......


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:27  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 

تقدیم به حضور آقامون امام زمان (عج)

 

اگر سفر بروی بی خبر!زبانم لال!؟

 

بماند آه!دلم پشت در! زبانم لال!؟

 

هزار سال گذشت از قرار دیدنمان

 

تو رفته ای که نیایی مگر! زبانم لال!؟

 

هنوز مانده بفهمم، که تو شاعرم کردی!

 

نگفتم از تو از این بیشتر!؟ زبانم لال!؟

 

مگر نه اینکه تو خورشید آسمان منی؟

 

چگونه بی تو شبم شد سحر!؟ زبانم لال!؟

 

بگو که دل بکنم از تمام آدمها

 

نگو فقط ز تو، تو یک نفر، زبانم لال!؟

 

زده است چوب حراج این غزل به احساسم

 

تو را اگر که نبینم!؟ اگر!؟ زبانم لال!؟


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:24  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  اقا بیا که خیلی دلم گرفته

ya mahdi 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:22  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  انتظار چیست؟

انتظار چیست؟

 

((بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین))

 

با توجه به معنی آیه ( بقیه الله برای شما بهتر است اگر مومن باشید) میتوان نتیجه گرفت که منتظر بودن فقط از عهده یک مومن بر می آید. اما اگر یک مومن  می خواهد منتظر سلاسه امیر المومنین (ع) شناخته شود باید در صفات زیر از دیگر مومنان جلو بزند :

 

الف) عادل باشد به این معنی که به کسی ظلم نکند و در مقابل ظلم نیز سکوت نکند.

 

ب) مصلح باشد به این معنی که خود صالح باشد و در اصلاح جامعه نیز بکوشد.

 

پ) عابد باشد آن طور که محمد (ص) عابد بود به این معنی که خدمت به خلق را

 

بالاترین عبادت ها بداند.

 

ت) عاشق باشد طوری که عشق او را به حرکت درآورد.

 

ج) در صورتی که احساس کرد برای عمل کردن به موارد فوق تمام سعی اش را می

 

کند باید به دعا برای ظهور مهدی (عج) بپردازد.

 

د) دیگران را به انتظار دعوت کند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:16  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 

اين گل تفحه ای نا چيز که با تمام وجود به جوان ترين ستاره امامت تقديم می کنم.

Smileyخيلی دوستت دارمSmiley

شميم يار


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:15  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 

شميم يار


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:14  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  عکس


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:7  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
 

شخصی(که ظاهرا از شیعیان حضرت بود) به امام رضا عرض کرد: یابن رسول الله برای من دعا کنید.
حضرت فرمودند: آیا فکر میکنی که ما شما را دعا نمیکنیم؟
حضرت صاحب نیز همیشه دعا گوی ما هستند و به طریق اولی به یاد ما نیز هستند همانطور که فرمودند: ما شما را فراموش نمیکنیم

عرض من اینجاست خداییش تا به حال از ته دل برای امام زمانتان دعا کرده اید؟
هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟


آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟
آیا این آیه از قرآن کافی نیست تا به خود آییم؟
یا علی
التماس دعای فرج آخرین مسافر


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 10:58  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  عکس


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 10:51  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  مروری اجمالی بر زندگی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

داستان تولد حضرت مهدی (عج) نظیر سایر امور و مسایل آن حضرت، خالی از معجزه نیست.

 

با نگاهی گذرا، تصویری از میلاد مسعود آن حضرت به نمایش گذاشته می شود که از حدیثی ویژه از حضرت حکیمه خاتون، دختر امام جواد (ع) برگرفته شده است:

امام مهدی (ع) در شب جمعه، 15 شعبان 255 هجری لحظاتی چند قبل از طلوع فجر متولد شدند. مکان تولد ایشان در سامرّاء و در منزل امام حسن عسکری (ع) می باشد.

در حالی که آثار بارداری در نرجس همسر محترمۀ امام حسن عسکری (ع) دیده نمی شد، امام حسن عسکری (ع) فرمودند:

«مولود مسعود، امشب قدم به این جهان خواهد نهاد.»

عمّۀ امام، حکیمه خاتون که در آن جا حضور داشتند، به سخنان آن حضرت گوش فرا دادند و تسلیم این گفتار شدند و دانستند که این امر معجزه است و شاید حکمت در این باشد، زیرا که مزدوران اطلاعاتی حکومت عباسی به شدت در جستجوی هر زن حامله و هر نوزادی بودند. بدیهی است که چنان که از این امر آگاهی پیدا می نمودند، اقدام به قتل نرجس یا قتل نوزاد شیر خو اره ی او می کردند.

«اما خداوند نمی پذیرد جز این که نور خود را به کمال و تمام برساند گر چه کافران نخواهند و اکراه داشته باشند.»( سوره توبه آیه ۳۲)

در لحظاتی قبل از طلوع فجر اتفاقاتی افتاد که به گفتۀ حکیمه خاتون:«چیزی متوجه نشدم، مگر هنگامی که نوزاد با هفت موضع سجود در حالت سجده بر روی زمین اتاق قرار داشت.» امام حسن عسکری (ع) نوزاد را گرفتند و زبان خود را در کام او قرار دادند و دستشان را بر چشم و اعضا و جوارح نوزاد کشیدند. پس آن حضرت به فرزند خود فرمودند: پسرم سخن بگو!

نوزاد شروع به سخن گفتن نمود:

«اشهد ان لا اله الّا الله ، وحده لا شریک له و اشهد أنّ محمداً رسول الله»

سپس نام تمام ائمه را بر زبان آورد و بر آنان یکی پس از دیگری درود فرستاد تا اینکه نام پدر خود را بر زبان آورد و سپس ساکت شد. (قمی، عباس، منتهی الامال، ج2، ص 755-753)

حضرت حکیمه خاتون می گوید: تنها یک روز پس از تولد بر امام عسکری (ع) وارد شدم. نوزاد را نزد او نیافتم. به او عرض کردم: کجاست سرور و آقای من؟

امام (ع) فرمودند:«او را به خداوند سپردیم. همان سان که مادر موسی (ع)، موسی را به خدایش سپرد، ما نیز او را به خدا تسلیم نمودیم.»

پس از یک هفته و به قولی چهل روز مولود مسعود تازه به دنیا آمده، صحیح و سالم به خانۀ خود بازگشت. پس از یک غیبت بسیار کوتاه، برای بار دوم پدرش او را فراخواند و همان اعمال گذشته را در مورد او انجام داد و سپس به وی فرمود: سخن بگو!

نوزاد برای بار دوم همان سخنان قبلی را تکرار فرمود و این آیه را نیز به سخنان خود افزود:« اردۀ ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین نعمت بخشیم و آنها را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم. حکومتشان را پا برجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریان آنها، آنچه را بیم داشتند از این گروه نشان دهیم.»(سوره قصص، آیات 5و6)

مولود مسعود با سرعت شگفت انگیزی رشد و نمو کرد و این امر باعث گردید تا همه شگفت زده شوند.

در ساعات نخستین تنها سه تن از تولد حضرتش با خبر می شوند که عبارت بودند از: امام حسن عسکری (ع)، نرجس خاتون علیها السلام و حکیمه خاتون. سپس این خبر از حد تجاوز نمود و به گوش برخی از شیعیان مخلص و به مناطق درو دست، دورتر از شهر سامرّا ، یعنی شهر قم رسید .

درست است که میلاد آن حضرت امری بسیار پنهان و سری بوده است؛ اما این امر به همان حالت باقی نماند و در تمام کشور هایی که شیعیان در آن سکونت داشتند منتشر گردید و این چیزی بود که خلیفه عباسی را واداشت تا پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) در جستجوی حضرت مهدی (عج) برآید.

امام حسن عسکری(ع) در سال 260 هجری، شهید شدند. بر این اساس، منصب امامت به فرزندش حضرت مهدی (عج) که در آن هنگام پنجاه سال سن داشتند، انتقال یافت.

آن حضرت زمام امور منصب جدید خود را پس از کنار گذاشتن عمویشان جعفر که سعی داشت بر بدن امام حسن عسکری(ع) نماز بگذارد، به دست گرفتند و نماز را بر بدن پدر خویش اقامه نمودند. چرا که :

ألامام لا یصلّی علیه الّا الامام، بر امام جز امام نماز نمی گذارد.

بنابراین مسئله تنها اقامه نماز نبود بلکه نماز بود و سپس امامت.

این خبر و خبر های دیگر به گوش مأمور های حکومتی وقت رسید و مأموران امنیتی گروهی مسلح از مأموران خود را برای دستگیری حضرت مهدی (عج) فرستادند؛ اما بی فایده بود؛ چرا که تمام ترفند های دشمن در جهت بازداشت آن حضرت نقش بر باد شده بود و در حال هجوم مأموران دولتی به منزل امام حسن عسکری(ع)، حضرت مهدی (عج) وارد سردابی شده و از انظار غایب شدند.

حضرت هنگام غیبت از انظار مردم در سرداب معروف به سرداب غیبت پنج سال سن داشته اند.

شیعیان قم، نمایندگانی را به طور پنهانی به شهر سامرّا گسیل داشتند و این هیأت نمایندگی با حضرت مهدی (عج) اندکی قبل از اینکه به پس پرده برود، ملاقات کرد. پس از آن، ارتباط شیعیان با امام (ع) برای مدتی قطع شد؛ اما طولی نکشید که این ارتباط برای بار دیگر از طریق سفیر اول حضرت، «عثمان بن سعید» برقرار شد. لکن این بار ملاقات و ارتباط در بغداد صورت گرفت، نه در سامرّاء. این ارتباط ها به طور مستقیم صورت نمی گرفت، بلکه توسط شخصی معین صورت می گرفت و هنگامی که این شخص وفات می یافت، شخص دیگری جانشین او وی می شد. این افراد به نام «نایب خاص امام» معروف بودند.

تداوم این گونه تماس ها تا سال 329 هجری یا 74 سال پس از تولد حضرت مهدی (عج) استمرار یافت. این غیبت، صغری نام گرفت و حضرتش از انظار پنهان بود. نوّاب و نمایندگان آن حضرت در این مدت، چهار نفر به ترتیب زیر بودند:

عثمان بن سعید، محمد بن عثمان ، حسین بن روح ، علی بن محمد سمری.

پس از رحلت نماینده چهارم امام (ع) در سال 329 هجری، زمان «غیبت کبری» آغاز شد.

این آغاز دوران طولانی پنهان شدن آن خورشید درخشان بود که تاکنون، 1097 سال به طول انجامید. و هیچ کس نمی داند که تا چه زمانی ادامه خواهد یافت.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 0:48  توسط سید سجاد میرعلیاری | 
 
  حرف اول ...  
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بسم الله.تقدیم به چشمان اشک بار فرزند یاس کبود
تقدیم به خورشید ماه تمام من
تقدیم به خوبترین خوب خوبان عالم
مولا حجة بن الحسن العسکری (عج)
به امید آن روز موعود که از شمیم خوشبوی نرگسی ولایت و رهبری آقا امام زمان(عج) بهره مند شویم.الهم عجل لولیک الفرج.

     
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

  پیوندهای روزانه  
صلوات کلید بهشت
خیلی با حاله
همه چی
زیارت آنلاین حرم امام رضا
زیارت آنلاین کربلا
آرشیو پیوندهای روزانه

  نوشته های پیشین  
بهمن 1386
آذر 1386
تیر 1386

  آرشیو موضوعی  
زندگینامه
عکس

     

 RSS
پشتیبانی

www.blogfa.com

طراح قالب
دلداده وصل


  


 

پايگاه اطلاع رساني موعود